تبليغاتX
چوبدستی جادویی
چوبدستی جادویی

هری پاتر فعلا تعطیل... چیز میز زیاد هست واس گفتن

سلام...

 

اومدم بپرسم که تو چه رنگی هستی؟ چون من از رنگتم متنفرم!!!  حیف رنگ واسه تو!!! نه!!! واستا ببینم... اصن من کیم که از تو متنفر باشم؟ من کیم که از رنگت بدم بیاد...! 

 

هیچکی...!

حالا که هیچکی نیستم پس متنفرم ازت...!


دوباره سلام...

 

 

 

به نظرم نباس میومدم... چون حرفی نیس واس گفتن... اما اومدم... چون لجبازم 

 

تابستون هم که داره میره به سلامتی... آخ جون دوباره مدرسه... وووی پیش دانشگاهیو یادم نبود

 

هرچند مهم نیس... چون میتونم اینجا به راحتی بگم که ازش متنفرم... پس دیگه همه چی حل میشه...!!!

امروز یه کاری کردم که نباس میکردم...

 

دیروزم یه چیزی گفتم که نباس میگفتم...

 

فردام یه اتفاقی میفته که نباس بیفته...

 

شمام موافقید که القاب و ارقام مهم نیس؟ مهم یه سری چیزاس که من دارم و شما نه! یا بلعکس... شما دارید و من نه!!!

 

رفتم

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 3:8 توسط مرجان| |
متنفرم...

 

از این تنهایی متنفرم... از این سکوت محض... از این آسمون محو و تاریک... از شب و حتي از تو متنفرم!!!

اره!!! از تو كه از من متنفري... از تو كه باورم نداري... من مقصر نيستم... تو هم نيستي...

 

از اينكه آسمون رنگ من نيس... از اينكه صورتي نيس... از اينكه اصلا بي رنگه... و بازم از همه بيشتر از تو!

شنيدي؟ نشنيدي؟ پس بيشتر ازت بدم مياد... چرا؟ چون نشنيدي... چون نخواستي بشنوي...

اما من شنيدم... صداي نفرينتو شنيدم... متنفرم از صدات... صدايي كه هرگز به دعا بلند نميشه !!! به همين راحتي!

حالا كه خاليم .... حالا كه نيستم... حالا كه مرجان حتي از رنگ نوشته هاشم نميتونه تقليد كنه... حالا كه هزار بار روزي ميگه پس كي... حالا كه دلش ميخواد ازت متنفر باشه...

 ازت متنفرم...!!! پس ساكت شو!

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 2:55 توسط مرجان| |
********************************************************************************* چوبدستی جادویی
چوبدستی جادویی

هری پاتر فعلا تعطیل... چیز میز زیاد هست واس گفتن

<-PostContent->
ادامه مطلب
نوشته شده در <-PostDate->ساعت <-PostTime-> توسط <-PostAuthor->| |