هری پاتر فعلا تعطیل... چیز میز زیاد هست واس گفتن
کلافم... خیلیا روزانه تو زندگیم میان و میرن... بعضیا میان و نمیرن یا گاهی دیرتر میرن... یا شایدم من زودتر از اونا میرم! ولی یه سری کاراشون... یه سری حرفاشون هیچ وقت نمیره... حتی اگه من زودتر از اونا برم بازم هس... حتی اگه با هم بریم... حتی اگه بمیریم هم ممکنه یکی یه جایی وقتی حرف میزدیم گوش وایستاده باشه و شنیده باشه... یعنی میشه؟ یعنی میشه یه وقت دوباره به گوش خودم برسه؟ کلافم... عصبی شدم... داغونم... یکی دیروز بهم گفت "چقدر از اون مرجان دوست داشتنی فاصله گرفتی" وااااااااای ... عجب حسی بود... گناه گناه گناه... خدایــــــــا... خدایــــا... چرا کسی نزد تو گوشم؟ چرا بیدارم نکرد... من بیدار میشم اگه کمک کنید. مگه سحرا به عظمت ماه رمضون بیدار نمیشدم؟ عظمت عظمت عظمت... یه چیزی به عظمت خدا! خدایــــا... من دوسش دارم... اونی که بهم تلنگر زد... اونی که خواست بیدارم کنه... اونی که لااقل سعی کرد... داغون کرد منو... اما خوب میشم... جمله بگو... با من حرف بزن... من مرجانو دوس دارم... من اونو دوس دارم که میخواد... خدایــــــــــــــــــــــــــا... چقدر دلم تنگه...دوس دارم که دوباره داد بزنم: بایــــــست و بدان من خدا هستم!!! تو خدایــــــــی!
داغونم...
هیچیم نیس...
عصبی شدم!![]()
![]()
پس حرفامون هس... یعنی حرفای اون... چون من ساکتم...
چون همیشه نگرانم!
یه وقتایی زمان میبره حرفامونو یه وقتایی باد...
یه وقتاییم من مینویسم تا مکتوب باشه و بعد یکی دوباره بخونه...
مثه الان!!! بازم تاکید میکنم... حرفای اون!!!![]()
یعنی میشه منم بخوام؟! بخوام تا بشنوم... حرفای تو رو... حرفای اونو؟ حرفای کسایی که صلاحمو میخوان...![]()
![]()
![]()
![]()
تو خدایی... تو میدونی... فقط تو میتونی... خدایـــــا...
تو خدایی... من مرجانم...
تو میتونی... من نمیتونم... حتی اگه لباس فرم پیش دانشگاهی تنم باشه و ساعتها به خودم ببالم که یه لباس مجزا تنمه!!!
من فقط مرجانم... فقط مرجان...
اما تو خدایی!
مگه این از جنس همون خواب نیس؟ خواب خواب خواب!!!![]()
تو سکوت عظمتش همیشه ساکتم!
تو میدونی که من متنفر نیستم... از هیچکی...![]()
![]()
تو فقط خدایـــــــــــی... من فقط مرجـــــــــــــــــــــانم...
یه مرجان خالی!![]()
![]()
هری پاتر فعلا تعطیل... چیز میز زیاد هست واس گفتن
ادامه مطلب



